الهی...!
من غریبم در این بیابان تنهایی و ذکرتو تنها غریب من است ومن باذکر تو الف گرفته ام زیرا که غریبیا غریب الف بگیرد.
الهی شیرین ترین عطاها در دل من رجای تو خداوند است و خوش ترین سخن ها بر زبان این گنهکار ثنای توست و دوست ترین وقت ها بر این بنده ی مسکین گنهکار لقای توست.
الهی مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم.اکنون کار با فضل تو افتاد.
خدیا!!!
تو را با آن فرشتگانی که در آسمانهایت جایشان دادی و از زمین خود برترشان بردی و تو را به بندگانت عطا کردی مرا از بیابان تنهایی نجاتم ده!!!!!!!!!
اونی که گفتم نرو گفت نمیشه......
دیروز دیگه رفت واسه همیشه......
وقتی می خواست بره من و صدا کرد.....
وایستاد و توی چشمام و نگاه کرد......
.
گفت می دونی خودت واسم عزیزی.....
این اشکارم بهتره که نریزی........
سلام همسایه نای حرف زدن ندارم کاش میومدی پیشم و همدردم میشدی....
شینا جان درود....من نمی دانم با کی حرف می زنی و از کی سوال می کنی.؟؟؟ولی مطمعن هستم اون بالا هیچ کس نیست...!!!! اگه اونو دیدی عکسی ازش بگیر ما هم اونو ببینیم!!!باشه....آفرین دختر گلم....اگر دیوونه شدی بیا ییش خودم با آدرس بالا...یاتوق دیوانگان...بدرود
با سلام
نامه ای را برای شما ارسال کردم...
متشکرم
با سلام
نامه ای را برای شما ارسال کردم...
متشکرم
خاک تو سرت با این وبلاگت